a3mooni-girl
چه لطافتي دارد روي گلبرگ هاي گل سرخ قدم زدن و در ساحل شبنماي آن گريستن و به ياد عزيزترين كس دعا كردن
فرهنگ لغت دانشجویی


مصيبت:ستم ،حضور و غياب کردن در هر جلسه.


عمه خانم:دانشجويی که سه بار زبان پيش بگيرد.سابقه دار .کسی که از 18 سالگی

تا 38 سالگی در دانشگاه تحصيل کند .


خشونت طلب:دشمن شماره 1 جامعه مدنی.استادی که تهديد کند همه را خواهد انداخت.


عمو يادگار:بابا بزرگ ،فسيل.دانشجويان وردی 68.


جواد:هوشنگ سابق،کسی که دانشگاه علوم پايه را 7 ترمه بگذراند.


با حال:استادی که در جلسه امتحان تقلب نگيرد.ميان ترمها را تصيح نکند .حضور و غياب نکند.استادی که نمره ها را روی نمودار ببرد.


ضد حال :مراقبی که جای دانشجويان را در جلسه امتحان عوض کند.


دوزارده شاهی :مدرک دانشگاه آزاد.


سشوار :وسيله اي که باد گرم توليد ميکند،کولر دانشگاه.


شناسنامه:مشخصات استلاحا"دانشجويی که نام و نام خانوادگی،نام پدر،شماره دانشجويی همره با تعداد واحد های يک دانشجو را از جنس مخالف حفظ باشد.متخصّ در امور خاستگاری و بعله برون و عشق و لبخند.


عشق و صفا:آغاز زندگی مشترک.اول بدبختی.پيان دوران کلش کلش.آشنايی بيشتر با وزير جنگ.


جوشکار:متخصّ در امور ازدواج از خواستگاری گرفته تا عقد و عروسی.


آب خنک:خوردن ان معادل اخراج است.پاداش فعاليت های سياسی.چيزی که به وفور يافت ميشود.


کبريت بی خطر :دانشجويی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام ميدهد.دانشجوی غير سياسی.مصداق ضرب المثل "اهسته بيا تا گربه سلف شاخت نزنه".


سوتی:سه کردن .ضايع بازی .کسی که در نقليه دانشگاه با بوق به زمين بخرد.دانشجويی که مسله را حفظ کند ولی پای تخته يادش برود.دانشجويی که در جلسات امتحان پس از رد و بدل کردن ورقه فراموش کند اسم برگه را عوض کند.رو شدن تقلب.


هيئت پاکسازی:دانشجويی که هميشه در سلف و تريا و بوفه نشسته باشد.گشنه.نخورده.


بد شانس:مشروط با معدل 11،98 يا 11،99.


شمع و گل و پروانه:دانشجويانی که در جلسه امتحان کنار هم بشينّند.


بدل کار : جانشين.کسی که در کلاس های عمومی بجای دوستش حاضری بزند يا دنبال نمره برود.فداکار.


زوج خوشبخت:کسانی که در دانشگاه دست همديگر را ميگيرند تا گم نشوند.نديد.پديد.

?Azadeh | در 1388/7/8 ساعت 08:21 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر
ارزش

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرین بالا رفت.

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.



این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.


و ادامه داد: در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.


?Azadeh | در 1388/5/30 ساعت 12:00 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر
اسم شما چه رنگیه؟؟

برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا بشید یه مثال میزنم :



اسم و فامیل خودتون رو روی برگه ی کاغذ بنویسید تا بر اساس حروف و اعداد ذکر شده در بالا

برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا کنید؛مثال:

مهدی قاسمیان

م4 ه8 د4 ی3 ق8 الف1 س1 م4 ی3 الف1 ن5

حالا اعداد رو با هم جمع می کنیم: 42=4+8+4+3+8+1+1+4+3+1+5

باز دوباره این دو عدد رو با هم جمع میکنیم: 6=2+4

عدد شش مربوط به رنگ نیلی هست.اگه عدد بدست اومده از 9 بیشتر بود،

باز دوباره اون دو عدد رو با هم جمع کنین.

حالا میتونین مشخّصات خودتون رو بخونین...



صورتی

دارای قدرت جسمی بالایی هستید.به خاطر اراده ی بالایی که دارید می توانید رؤیاهایتان را به راحتی به واقعیّت تبدیل کنید.با مسؤلیتها به راحتی کنار می آیید و می توانید دیگران را در حلّ مشکلاتشان راهنمایی کنید.از نظر عاطفی فردی قوی و عمیق هستید.صمیمیت بیش از اندازه با دیگران برایتان سخت است.

قرمز

بسیار جاه طلب بوده و گاهی برای رسیدن به اهداف خود ممکن است از دیگران نیز مایه بگذارید. قرمز رنگ حیات و جسارت است.همیشه تلاش دارید که آشکارا به فعّالیت بپردازید و مورد توجّه قرار بگیرید.بسیار خونگرم هستید و به سادگی تحریک می شوید.ممکن است در اوج شادی نیز ناگهان و با کوچکترین بهانه ای اخمهایتان در هم رفته و به لاک خود فرو بروید.باید سعی کنید که از انرژی فوق العادّه تان در جهت مثبت استفاده کنید.

زرد

بسیار تیز هوش هستید.شخصیتی بسیار خوش بین و فعّال دارید.هرگز در ابراز آنچه می خواهید بر زبان بیاورید،کم نمی آورید.به خاطر زنده دلی،ابتکار و مستعد بودنتان،در برقراری ارتباطی خوب با دیگران،همیشه دور و برتان پر از دوستان مختلف خواهد بود.با وجودی که روحیه ی بسیار شادی دارید،هرگز احساس رضایت نخواهید کرد؛مگر اینکه شادی هایتان را با دیگران تقسیم کنید.تنها ایرادی که ممکن است داشته باشید قدرت تخیّل و تجسّم بیش از اندازه تان است که گاهی شما را در خود غرق می کند.اگر نتوانید انرژی و توانتان را در مسیر درستی هدایت کنید، در آخر خواهید دید بیشتر کارهایی که با هدفی مشخّص شروع کرده اید،ناتمام مانده اند.

طلایی

در هر چیزی،فقط حدّ بالای آن می تواند رضایت خاطر شما را برآورده کند.از طرف دیگر،رفتار و کلامتان چنان جذّابیتی دارد که به ندرت ممکن است کسی با شما آشنا شود ولی شیفته تان نشود!دانش و آگاهی شما نسبت به زندگی غیر قابل توصیف است.به هر چیزی با خوش بینی زیاد نگاه می کنید.می توانید معلّم خوبی باشید و تمام تجربیاتتان را به دیگران نیز انتقال دهید. شرایط منفی را می توانید به بهترین موفّقیّت ها تبدیل کنید.

نیلی

زندگی شما بیشتر به زندگی عارفان شباهت دارد.با عشق و علاقه ای که به پاکی و زیبایی های دنیا دارید،می توانید توان و شادی فوق العادّه ای به افراد افسرده ببخشید.علاوه بر روحیه و شخصیت نوع دوست و انسان پروری که دارید،از یک حسّ ششم بسیار قوی برخوردارید که از این طریق نیز می توانید به راحتی از مشکلات مردم با خبر شوید.

سبز

برای شما خیلی مهم است که برنامه ی روزانه داشته باشید.نظم و انضباط برای شما اهمّیّت ویژه ای دارد.به ندرت ممکن است زندگیتان آشفته و بی هدف باشد.دیگران اغلب برای گرفتن راهنمایی های جدّی نزد شما می آیند.برای حلّ مشکلات دیگران به شدّت حرص می خورید.تکامل شخصیتی برایتان بسیار حائز اهمّیّت است و برای وسعت بخشیدن به دانش خود هرگز از آموختن دست بر نمی دارید.ترجیح می دهید به جای از شاخه ای به شاخه ی دیگر پریدن،روی هدف ثابتی به فعّالیّت بپردازید.

بنفش

عاشق کند و کاو و جستجو در عمق هر پدیده هستید و شاید هم به همین دلیل،عشق به علوم ماوراءالطّبیعه در شما به حدّ کافی رشد کرده است.این باعث شده به رشته هایی چون فلسفه روی آورید.هیچ اتبفاقی را به راحتی قبول نمی کنید مگر آنکه خودتان شخصا آن را تجربه کرده باشید.برای حلّ مشکلات نیز راه حل را در درون خود می جویید.عاشق تنهایی هستید و هماهنگ شدن با دیگران کمی برایتان مشکل است.

آبی

به احتمال قوی،دیگران شما را شخصی بدون تعارف و غیر تشریفاتی می دانند و شاید هم به همین دلیل برایشان جالب توجّه هستید.آزادی برایتان ارزش زیادی دارد و هرگز نمی توانید در محیطی کار کنید که به شما تحکم می شود و یا زیر نظر قرار دارید.اگر این همه دنبال تنوبع هستید،به این دلیل است که اعتقاد زیادی به حقیقت دارید و برای همین زندگی با تمام مشکلات و سختی هایش برای شما ارزشی فوق العادّه دارد.

نارنجی

شوخ طبعی و بذله گویی بخصوصی را که به ارث برده اید،باعث شده محبوب دیگران باشید.دیگران از بودن با شما لذّت برده و انرزی مثبت می گیرند.سعی می کنید همیشه لیوان را از نیمه ی پر آن ببینید و با بذله گویی خاصّ خود،محیط را برای انجام کاری مثبت فراهم سازید. آماده ی کمک به دیگران هستید.رنگین کمان زندگیتان را دوست دارید و تلاش دارید تا زندگی را برای دیگران نیز زیباتر نمایید

این مطلب در مورد شما چقدر درست بود؟!


?Azadeh | در 1388/5/30 ساعت 03:46 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر


آخر ای دوست٬ نخواهی پرسید

که دل از دوری رویت چه کشید؟

سوخت در آتش و خاکستر شد

وعده های تو به دادش نرسید...

داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شد و بر خاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد؟

چشم من روشن٬ روی تو سپید...

جان به لب آمده در ظلمت غم

کی به دادم رسی ای صبح امید؟

آخر این عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهی دید...

دل پر درد مرا مشکن

که خدا بر تو نخواهد بخشید...

(فریدون مشیری)


?Azadeh | در 1388/5/25 ساعت 06:59 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر
چه غمگينم


چه غمگينم
چو ميدانم که هر کس ميزند در را
در خاموشي من را
به دستش خنجري دارد
و بر لب خنده اي
و نامش دوستي ست
که از راه برايم تحفه اي دارد
خودش را با هزاران خود
برايم ارمغان دارد
چه غمگينم
چو ميدانم در اين بازار آشفته
عجب ارزان خريدارند
انسانها
انسان را.......

?Azadeh | در 1388/5/25 ساعت 06:40 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر


من به غير از تو نخواهم چه بداني چه نداني

از درت روي نتابم چه بخواني چه براني

دل من ميل تو دارد چه بجوئي چه نجوئي

من كه بيمار تو هستم چه بپرسي چه نپرسي

جان به راه تو سپارم چه بداني چه نداني

مي تواني به همر عمر دل من را بفريبي

وربكوشي ز دل من بگريزي نتواني

دل من سوي تو آيد بزني يا بپذيري

بوسه‌ات جان بفزايد بدهي يا بستاني

جاني از بهر تو دارم چه بخواهي چه نخواهي

شعرم آهنگ تو دارد چه بخواني چه نخواني


?Azadeh | در 1388/5/25 ساعت 06:21 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر
پرنده ماه تولدتان چیست؟!

ببینید پرنده ماه تولدتان چیست و بنویسید مال شما چیه..... OK!!
اول فروردین تا 25 فروردین " شاهین "

مقتدر و توانا هستید . معمولا با مهارتی که در کارها و عملتان دارید می توانید از موانع بسیار سخت عبور کنید و در نهایت زرنگی این کار را به گونه ای انجام می دهید که چندان انرژی خود را به هدر ندهید.



26 فروردین تا 22 اردیبهشت "مرغابی "

برای رسیدن به هدف هر رنجی را به جان می خرید ، اما با این حال برای شما هدف وسیله را توجیه نمی کند.

گاهی بی دقت می شوید ، بنابراین ضررهایی می بینید.



23 اردیبهشت تا 19 خرداد " قمری "

طبیعتا آرامش طلب هستید و از یک زندگی عاشقانه لذت می برید و بندرت از آن خسته می شوید . بردبار ، سازگار و در عین حال جذاب هستید.



20 خرداد تا 16 تیر " عقاب "

شخصیتی بسیار محترم دارید.هیچ گاه به دنبال کارهای بیهوده نیستید و می توانید تنها با نگاه گیرا و نافذ خود مخالفان خویش را سر جایشان بنشانید.بخش بسیار قوی و ممتاز شخصیت شما آن است که قادرید از جنبه های ناچیز و مادی فراتر رفته و ماورای آن را ببینید.



17تیر تا 13 مرداد " بلبل "

معمولا قبل از اینکه دیده شوید صدایتان به گوش می رسد و همیشه حرفی برای گفتن دارید.هر چند بعضی ها اعتقاد دارند که حرفهای شما به عمل نمی رسد.



14 مرداد تا 10 شهریور " مرغ ماهیخوار "

شخصیتی رنگی و پرزرق و برق دارید که همیشه مشتاق "رویارویی" است و از این کار لذت می برید.مهمترین مسایل پیرامون خود را به مرور و با خونسردی حل و فصل می کنید.بسیار حساس و تیرهوشید.



11 شهریور تا 7 مهر " قو "

همانند قو مغرور و سربلندید و شخصیتی پیچیده دارید.با اینکه در ظاهر شخصی بسیار آرام و راحت هستید اما در باطن برای سازگاری کردن خود با محیط اطراف و سرعت دنیای مدرن بسیار تلاش می کنید.بندرت عصبانی می شوید و سعی می کنید با همه در تفاهم و تعامل باشید.



8 مهر تا 5 آبان " دارکوب "

سختگیر و سختکوش هستید با طاقتی بسیار بالا . برای حمایت از ایده ها و عقایدتان به راحتی خواستار حمایت دیگران می شوید.برخی اوقات به نظر حواس پرت می آیید ، اما این فقط ظاهر شماست !



6 آبان تا 3 آذر " باز کوچک "

ذهن هوشیارتان به شما این امکان را می دهد که از یک موضوع به موضوع دیگری بپرید بدون اینکه تمرکز خود را از دست بدهید ! با اراده بسیار زیاد روی اهداف خود متمرکز می شوید و ار آنچه در اطرافتان می گذرد ، آشفته و مضطرب نمی گردید.



4 آذر تا 2 دی " کلاغ "

به غایت گیرا ، پرانرژی و مقاوم هستید و همچنین باهوش ، در نتیجه در حل مشکلات بسیار ماهر و زیردست می باشید.عاشق رقابت بوده و از طبیعت ، جنگل و اصولا محیط های بکر طبیعی بسیار لذت می برید..



3 دی تا 30 دی " حواصیل "

جذاب و متفکرید و معمولا تنها و منزوی به نظر می آیید.در عبور از مسیر زندگی ممکن است در باتلاق هم گرفتار شوید ، اما آنقدر محکم و استوارید که از این مشکلات موفق بیرون می آیید.



1 بهمن تا 28 بهمن " سینه سرخ "

شما یک برونگرای خونسرد هستید که طبع گرم خود را معمولا پنهان می کنید و گاهی خودرای می باشید.بسیار خانواده دوست هستید ، اگر چه گاهی کمی ستیزه جو می شوید.



29 بهمن تا آخر اسفند " سهره "

زرنگ ، حساس و گوش به زنگ هستید.ذاتا فردی اجتماعی و خونگرمید ، چون معتقدید در جمع به نوعی احساس امنیت می رسید که افراد در جای دیگر نمی توانند آن را بیابند.منظم و اهل ورزش هستید.

?Azadeh | در 1388/3/31 ساعت 01:34 | پیوند | [ 2 ] نظر | ارسال نظر
روانشناسی شخصیت با اعداد

شاید شما هم علاقه داشته باشید به روش های مختلف خودتان یا دوستانتان را مورد روانشناسی قرار دهید البته با توجه به هر نوع روانشناسی نتایج مشابهی را نیز كسب خواهید كرد كه معمولا دور از واقعیت نخواهد بود. مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :


فرض میکنیم که شما متولد 12 خرداد 1368 هستید. خرداد، ماه سوم (3) سال است پس :

ابتدا :
1383=1368+3+12

و سپس :
15=3+8+3+1

و در پایان :
6=5+1

شماره تولد بدست آمده " 6 " است.

اکنون می توانید مشخصات آنچه را که مربوط به این شماره است را بشرح موارد زیر با شخصیت خود یا دوست مورد نظرتان مطابقت دهید.

1- خالق و مبتکر :
"یک" ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند گاهی خود خواه می شوند. با این حال "یک" ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند. همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که "بهترین" باشند. در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

2- پیام آور صلح :

"دو" ها سیاستمدار به دنیا می آیند! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند. اصلا تنهایی را دوست ندارند. دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند. از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.

3- قلب تپنده زندگی :

"سه" ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال، اجتماعی، جذاب، رمانتیک و بسیار بردبار و پر تحمل. خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود را به کار می گیرند. بسیار محبوب، اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

4- محافظه کار :

"چهار" ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

5- ناهماهنگ با جماعت :

"پنج" ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود، غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند و دوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری، تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

6- رمانتیک و احساساتی :
"شش" ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنر و موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند."شش" ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

7- عاقل و خردمند :

"هفت" ها همواره جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند. احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعار آنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند. مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

8- آدم کله گنده :

"هشت" ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستند و طرحها و نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسؤلیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان را به وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.

9- اجرا کننده و بازیگر :

"نه" ها ذاتا هنرمند هستند. بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند. با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ كـس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید. در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

?Azadeh | در 1388/1/19 ساعت 12:09 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر
عجایب و غرایب جالب از روابط جنسی مردم جهان

 

۱) در شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی زنان می توانند به ازای هر بار معاشقه از شوهر خود تقاضای پول کنند.

۲) در جزیره Tazmanya واقع در جنوب شرقی استرالیا و نیز در منطقه Gippsland این کشور، عروس و داماد حین جشن عروسی روی حصیری که در میانه مجلس پهن شده، در برابر میهمانان اولین رابطه جنسی خود را برقرار می کنند.

۳) در کشور اندونزی واقع در جنوب شرقی آسیا، اگر ثابت شود که فردی عمل استمنا انجام داده، سر آن فرد را به عنوان مجازات می توانند از تنش جدا کنند.

۴) بنا به سنتی در تایوان، واقع در شرق آسیا، یکی از خویشاوندان یا دوستان داماد باید بکارت عروس را از بین ببرد. بدین ترتیب داماد می تواند از انجام این وظیفه ناراحت کننده و نامطلوب رهایی پیدا کند.

۵) بر اساس سنتی در هندوستان، زنانی که برای انجام نظافت به خانه های دیگران می روند، می توانند وظیفه پاسخ دادن به نیازهای جنسی نوجوانان مجرد ساکن خانه را نیز به عهده بگیرد.

۶) در جزیره Guam واقع در اقیانوس کبیر، مردها می توانند شغلی متفاوت و بی نظیر در سراسر جهان را داشته باشند. مردانی که این شغل را انتخاب می کنند، شهر به شهر می گردند و در ازای دریافت پول از دختران باکره، اقدام به برقراری رابطه جنسی با آنها می کنند. بر اساس سنتی در جزیره Guam ازدواج دختران باکره به هیچ وجه مجاز شمرده نمی شود.

۷) در شهر Cali کشور کلمبیا در آمریکای جنوبی، اولین رابطه جنسی عروس جوان و شوهرش توسط مادر عروس به طور کامل زیر نظر گرفته می شود.

۸) بنا به قانون موسوم به Cottonwood که در ایالت آریزونای آمریکا جاری است، زوج ها نمی توانند در اتومبیلی که لاستیک آن پنجر شده به معاشقه بپردازند.


?Azadeh | در 1387/12/27 ساعت 10:55 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر


ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور

    که مردم به آن شادماني بي اساس مي گويند ...

    با اين همه اگر عمري باقي بود ،

    طوري از کنار زندگي مي گذرم،

    که نه دل کسي در سينه بلرزد،

     و نه اين دل نا ماندگار بي درمانم ...


?Azadeh | در 1387/11/27 ساعت 01:18 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر
من سزاوارم

من پر از هیچم،پر از پوچم،من تهی از خنده وشادی،من تهی از خشم و اندوهم

من سزاوار ملامت ها،من سزاوار غریبانه ترینم کوچم

من در آبادی قلبت،بذر نفرت را به صدها بار

من در آرامش ذهنت،فکر تلخ انتقام را بال و پر دادم

من چگونه آسمان آبی رویایی ات را با غباری از شک و تردید،

تیره و تاریک و وهم انگیز می کردم؟

من که خود آواره این جاده های بی سرانجامم

من که خود در پیچ و تاب حسرت و گریه،رخوت این نعش سنگی را

با تمام خستگی هایم،می کشم بر دوش

من که در ماتم سرایی مملو از ناباوری ها،می دهم هر لحظه آواز اجل را گوش

من چرا چشمان پاکت را هر دم از روی لجاجت ها،

در خروش بی مثال اشک هایت شستشو دادم؟

من سزاوار حقارت ها،شکستن هام

 پیش چشمانی که روزی این من آلوده را بر سجده می افتاد.

من تو را در گوری از تشویش و بیزاری مژده آرامشی پاینده می دادم

من تو را تا آخرین لحظه وعده ای پوچ و دروغین و ریا کارانه می دادم

من سزاوار نمردن ها در جوار مرگ یارانم

من سزاوار مصیبت ها،بدی ها،بدترین هایم


?Azadeh | در 1387/11/3 ساعت 07:17 | پیوند | [ 3 ] نظر | ارسال نظر
و انسان رنج می کشد

tamame dard haye man

 

آغاز شد هجرانی که مرا از من ربود

و هزار فرسنگ فاصله افتاد بین آنچه بود و آنچه که می بایست بود

این عذاب های ابدی سال هاست که بی وقفه چون سیلابی وحشی

ریشه هایم را که می پندارم باید جوان باشند هنوز

 اما به راستی خشکیده اند از خاک بیرون می کشند

و نمی شنوند صدایی را که پیوسته فریاد می زند:

« کاش پایانی بود این ستم را !! »

 

گویی که قرن هاست در این جدال بیهوده مدام شکست می خورم

و افکار بی سرانجام چون جانورانی موذی ذره ذره وجودم رامی کاهند

 هر لحظه حس می کنم از وسعت روحم کم می شود و بر حجم رنج هایم افزوده

و در این معادله نابرابر خوشبختی من همیشه مجهول است

 

تو که امروز می شنوی درد های مرا

بدان که در صفحه سرنوشت آدمی هیچ پایانی برای رنج هایش

رقم نخورده است

 

این داستان بی انتهاست


?Azadeh | در 1387/11/3 ساعت 07:02 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر


ديده ام سوي ديار تو ودر فکر تو از تو ديگر نه پيامي نه نشاني

نه به ره پرتو مهتاب اميدي نه به دل سايه اي از راز نهاني

دشت تف کرده و بر خويش نديده نم نم بوسه ي باران بهاران

جاده اي گمشده در دامن ظلمت خالي از ربه ي پاهاي سواران

تو به کس مهر نبندي.مگر آندم که ز خود رفته در آغوش تو باشد

ليک چون حلقه ي بازو بگشايي نيک دانم که فراموش تو باشد

کيست آنکس که تورا برق نگاهش ميکشد سوخته لب در خم راهي؟

يا در آن خلوت جادويي خاموش دستش افروخته فانوس گناهي

تو به من دل نسپردي که چو آتش پيکرت راز عطش سوخته بودم

من که در مکتب رويايي زهره رسم افسونگري آموخته بودم

بر تو چون ساحل آغوش گشودم در دلم بود که دلدار تو باشم

«واي بر من که ندانستم از اول» «روزي آيد که دل آزار تو باشم»

بعد از اين از تو دگر هيچ نخواهم نه درودي . نه پيامي . نه نشاني

ره خود گيرم و ره بر تو گشايم زآنکه ديگر نه تو آني.نه تو آني.!


?Azadeh | در 1387/10/29 ساعت 06:25 | پیوند | [ 2 ] نظر | ارسال نظر



 مي گن اگه آدم به يه دليلي يکيو دوست داشته باشه اگه اون دليلو از صورت مسئله و شخصيت طرف مقابل پاک کنه راحت ميتونه فراموشش کنه اما ميخوام بدونم اگه آدم به يه دليل بي دليلي يه دليل غير قابل توضيح و تشخيص يکيو دوست داشته باشه اونوقت تکليف چيه؟؟؟


?Azadeh | در 1387/10/29 ساعت 05:43 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر


بي تو انديشيده‌ام كمتر به خيلي چيزها

مي‌شوم بي‌اعتنا ديگر به خيلي چيزها

 تا چه پيش آيد براي من نمي‌دانم هنوز

دوري از تو مي‌شود منجر به خيلي چيزها

 غير معمولي است رفتار من و شك كرده است

ـ چند روزي مي‌شود ـ مادر به خيلي چيزها

 عكس‌هايت، نامه‌هايت، خاطرات كهنه‌ات

مي‌زنند اينجا به روحم ضربه خيلي چيزها

 هيچ حرفي نيست دارم كم‌كم عادت مي‌كنم

من به اين افكار ضجرآور، به خيلي چيزها

 مي‌روم هر چند بعد از تو برايم هيچ چيز ...

بعد من اما تو راحت‌تر به خيلي چيزها


?Azadeh | در 1387/10/26 ساعت 12:33 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر
.::عشق::.

ادبيات: عشق يعني ساندويچ من وتو

زبان فارسي: عشق تنها كلمه اي است كه داستان و مقاله و زندگي نامه آن فرق نميكند و ويرگول، كروشه و ... نمي خواهد

انشا: عشق تنها موضوعي است كه نمي توان وصفش كرد

عربي: عشق تنها موضوعي است كه مؤنث و مذكر ندارد

تاريخ: عشق تنها كلمه اي است كه نسل به نسل همراه است

زمين شناسي: عشق تنها كلمه اي است كه زير سنگ ها و كاني ها از بين نمي رود

فيزيك: عشق تنها آهنربايي است كه قلب را به طرف خود مي كشاند

شيمي: عشق تنها اسيدي است كه بر قلب اثر مي كند و تركيب مي شود

ورزش: عشق تنها كلمه اي است كه out نمي شود و از قلب بيرون نمي رود

رياضي: عشق تنها معادله اي است كه هميشه يك طرفش مجهول است

جغرافيا: عشق تنها چيزي است كه آب و هوايش نامشخص است

زيست: عشق تنها ميكروبي است كه از راه چشم وارد و آنرا بيمار خود مي كند

زبان انگليسي: عشق تنها كلمه اي است كه ed نمي گيرد و به گذشته تبديل نمي شود


?Azadeh | در 1387/10/23 ساعت 08:37 | پیوند | [ 2 ] نظر | ارسال نظر
فراموشی

بايد فراموشت کنم چنديست تمرين ميکنم

من ميتوانم ! ميشود!آرام تلقين ميکنم

حالم نه اصلاً خوب نيست تا بعد بهتر ميشوم

فکري براي اين دل آرام غمگين ميکنم

من ميپذيرم رفته اي و برنميگردي همين..!

خود را براي درک اين صد بار تحسين ميکنم

کم کم ز يادم ميروي اين روزگار و رسم اوست

اين جمله را با تلخي اش صد بار تضمين ميکنم


 


?Azadeh | در 1387/10/19 ساعت 05:55 | پیوند |


تنم گورستان است!

هر روز احساسی را می کشم .. هر روز حرفهایی را خفه می کنم....

سنگینم چون سرشارم از سنگ قبر ها

خالی ام چون در خودم قتل عام کردم

روزها روی سنگ ها رو می خوانم و شب ها -گاه- شمع هایی روشن می کنم ...

روزگار نیمه ای از وجودم را سوزاند اما نیمهء دیگر را آدمها سوزاندند ... آدمهایی از جنس آتش

افسوس آب نبودم ... افسوس ....

تنم گورستان است ... هر روز هزار گور را با خود می کشم از این سر شهر تا آن سر شهر ...

سنگینم و شاید اندکی غمگین


?Azadeh | در 1387/10/12 ساعت 12:12 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر
تکرار

زندگی تکراریست

خنده ها تکراری گریه ها تکراریست

 من در این تکرارها مانده در بهت و سکوت

 دیگران می خندند و دلم می داند که چقدر تکراریست

 همه جا غرق سکوت

 کوچه ها رو به غروب همه جا تاریک است

 پیش رو تاریکی پشت سر تاریکی

 دل من می ترسد

 ترس هم تکراریست ....


?Azadeh | در 1387/10/12 ساعت 12:03 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر
يار کودکی ها

سیاه و سفید شده روز و شبام

مثل آسمونای این شبا...سیاه سیاه ...گاهی وقتا خالای سفید برف میان و...میرن

امشب رفتم یه کم خال سفید از آسمون بچینم

یاد تو افتادم

یاد اون جعبه مداد رنگی ۶ تایی که یادگار بچه گیها بود ...

یه آه و یه دود خاکستری دوباره همه چیزو پاک کرد و ...سیاه و سفید کرد!

بر گشتم خونه !

دستگیره گرم بود !اتاقم بوی خاطره می داد و اون گوشه غم دارش ...که همیشه اونجا فقط بارون میاد ..یه   گل سرخ   روییده بود !

با یه رنگین کمون هفت رنگ که تو با همون ۶ تا مداد رنگی کشیده بودیش !

قلم و برداشتم و برات اینو نوشتم:

"اگر میدونستم هدیه ی بد بودنم  این همه خوبیه .. این همه رنگه بیشتر از اینا بد می شدم


?Azadeh | در 1387/10/12 ساعت 03:56 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر


مبصر وقتي اسمم را خواند بي جهت داد کشيدم غايب

دوستانم همگي خنديدند که جنون گشته به طفلک غالب

بچه ها هيچ نميدانستند که من اينجا و فکر و دلم جاي دگر

دل آنها پي درس و کتاب و دل من پي سوداي دگر...!


?Azadeh | در 1387/10/11 ساعت 05:40 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر


روبان هاي زرد صورتي نارنجي

جعبه هاي آبي

پوشالهاي کرم

شيشه هاي کوچک خوشبو

عروسکهاي سفيد  سياه   زشت  زيبا

کارتهاي قشنگ يک قلب  ، دو قلب

يک لب ، دو لب ...............

يک سبد گل رز سرخ به ياد تک تک روزهايي که

با هم بوديم (يک لبخند تلخ)

يک آغوش گرم اما سرد ، کلماتي پراز قشنگي اما دروغ

چشمان من مدتهاست که اين زيباييها را گم کرده

من خودم راهم گم کرده ام

دلم تنگ شده براي کمي لرزيدن ، براي نفسهايي که به سختي بالا مي آمد


?Azadeh | در 1387/10/8 ساعت 01:51 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر


دشتها آلوده ست...
در لجنزار گل لاله نخواهد روييد
در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد؟
فكر نان بايد كرد و هوايي كه در آن نفسي تازه كنيم.
گل گندم خوب است .گل خوبي زيباست!
اي دريغا كه همه مزرعه دلها را علف هرزه كين پوشانده است.
هيچكس فكر نكرد كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست.
و همه مردم شهر بانگ برداشتند كه چرا سيمان نيست
و كسي فكر نكرد كه چرا ايمان نيست...
وزماني شده است كه به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست!

 

 


?Azadeh | در 1387/10/8 ساعت 01:18 | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر
شيشه

شيشه اي مي شکند...يک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست.يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد.شيشه ي پنجره را زود شکست.کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرور شکست، عابري خنده کنان مي آمد...تکه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد...اما امشب ديدم...هيچ کس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد...از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟دل من سخت شکست اما، هيچ کس هيچ نگفت و نپرسيد چرا ؟

   


?Azadeh | در 1387/10/8 ساعت 12:52 | پیوند | [ 0 ] نظر | ارسال نظر


 

من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهي که بلغزد بر من

من خودم هستم و يک حس غريب که به صد عشق و هوس مي ارزد


?Azadeh | در 1387/9/27 ساعت 07:33 | پیوند | [ 2 ] نظر | ارسال نظر
«صفحه قبل :||: صفحه بعد»

JavaScript Codes